شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی کامد ز عشق دوست در جوشبماند تا قیامت مست و مدهوش
۲
ز بسیاری که یاد آرد ز معشوقکند یکبارگی خود را فراموش
۳
بر امّید وصال دوست هر دمقدح‌ها زهر ناکامی کند نوش
۴
برون آید ز جمع خودنمایانبیندازد ردای و فوطه از دوش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth