خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مست شدم تا به خرابات دوشنعرهزنان رقصکنان دردنوش
۲
جوش دلم چون به سر خم رسیدزآتشِ جوشش دلم آمد به جوش
۳
پیر خرابات چو بانگم شنیدگفت درآی ای پسر خرقهپوش
۴
گفتمش ای پیر چه دانی مراگفت ز خود هیچ مگو شو خموش
صفحهٔ ۱ از ۳