خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دیدهام رخ تو کم جان گرفتهاماما هزار جان عوض آن گرفتهام
۲
چون ز لبت نبود مرا روی یک شکرای بس که پشت دست به دندان گرفتهام
۳
تا آب زندگانی تو دیدهام ز دوردور از رخ تو مرگ خود آسان گرفتهام
۴
چون توشهٔ وصال توام دست می نداددر پا فتاده گوشهٔ هجران گرفتهام
صفحهٔ ۱ از ۴