شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من شراب از ساغرِ جان خورده‌امنُقل او از دست رضوان خورده‌ام
۲
گوییا وقت سحر از دست خضرجام جم پر آب حیوان خورده‌ام
۳
لب فرو بستم، تو می‌دان کین شراببا حریفی آب دندان خورده‌ام
۴
تو مخور زنهار ازین مِی تا توییزآن که من زنهار با جان خورده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth