شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از هجر بت یگانه ماخون می چکد از ترانه ما
۲
بر خاست ز آسیای افلاکافغان زشکست دانه ما
۳
افتاده زمین خراب و بیخوداز ناله عاشقانه ما
۴
در بحر وجود همچو گوهربا خود بود آب و دانه ما
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth