خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
افزوده غمی چون بغم دیگرم امشبزنهار مگیرید ز کف ساغرم امشب
۲
بر خرمن من دوش زدی آتش و رفتیبودت گذری کاش بخاکسترم امشب
۳
گویند به تسکین من افسانه و ترسمبیرون رود اندیشه او از سرم امشب
۴
آن به که طبیبم نکشد رنج مداوابهبودی خود نیست دگر باورم امشب
صفحهٔ ۱ از ۱