شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیگر، دلم، خدنگِ جفا را نشان شده‌ستجُرمی ز من، مگر به تو خاطِرنشان شده‌ست؟
۲
بی‌وعده آمدی که ز شادی شَوَم هَلاکدل در گمان که یار به من، مهربان شده‌ست
۳
پاک است دامنش ولی از اختلاطِ غیرحقّ، با دل من است؛ اگر بدگمان شده‌ست
۴
تا بسته، باز، رَخْتِ سَفَر در قفایِ یارصد کاروانِ اشک ز چشمم، روان شده‌ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth