خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۲۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سینه گرم و مژه خونبار و سحر نزدیک استباخبر باش که آهم به اثر نزدیک است
۲
به رفیقان وطن کیست که از ما گویدکه به ساحل نرسیدیم و خطر نزدیک است
۳
منم آن باغ که دارد به کمین صد آفتزین چه حاصل که نهالم به ثمر نزدیک است
۴
بطلب کوش که تا منزل مقصود طبیبراه دور است ولی پیش نظر نزدیک است
صفحهٔ ۱ از ۱