شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلتنگم و پرواز گلستان هوسم نیستگلزار به آسایش کنج قفسم نیست
۲
می گریم و چون شمع امیدی ز کسم نیستمی نالم ومانند جرس دادرسم نیست
۳
در هجر تو بایست که یک عمر بنالمافسوس که از ضعف بجز یک نفسم نیست
۴
گرم است ز بس صحبت دستم بگریبانمخمورم و بر ساغر می دسترسم نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth