خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دو هفته شد که زمن یار سرگران داردبطاقتی که ندارم مگر گمان دارد
۲
نگاه گرم برویت که می تواند کردچنین که روی ترا شرم در میان دارد
۳
گر از بهشت برین دور داردم غم نیستمباد دورم از آن خاک آستان دارد
۴
بیا بشکور ما ای که عافیت خواهیدیار ما نه زمین و نه آسمان دارد
صفحهٔ ۱ از ۲