شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۷۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عشق تو من به دیر بنشستمزنار مغانهٔ بر میان بستم
۲
چون حلقهٔ زلف توست زناریزنار چرا همیشه نپرستم
۳
گر دین و دلم ز دست شد شایدچون حلقه زلف توست در دستم
۴
دست‌آویزی نکو به دست آمددر زلف تو دست تا بپیوستم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth