خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرنه گل نالهای از مرغ چمن گوش کندناله را مرغ چمن به که فراموش کند
۲
نالم از دیده تر تابکی از مشت خسیهر نفس آتشی افروزم و خاموش کند
۳
در کنار توازین رشگ خورم خون که مبادبا خیال تو کسی دست در آغوش کند
۴
تا بکی جور جوانان قصب پوش مگراثری ناله پیران خشن پوش کند
صفحهٔ ۱ از ۲