شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا قیامت دمد از خاک من خون آلودلاله از سینه چاک و کفن خون آلود
۲
صبح از جامه رنگین شفق مستغنیستپیر کنعان چه کند پیرهن خون آلود
۳
می توان یافت که در پای دلش خاری هستگل کند از لب هر کس سخن خون آلود
۴
گرچه خون می خورد از رشگ رخت گل به چمنمی کند وصف ترا با دهن خون آلود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth