شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۸۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زبامی چو بینم که ماهی برآیدبه یاد توام از دل آهی برآید
۲
زدل هر دمم گرنه آهی برآیدکی از کنج چشمش نگاهی برآید
۳
ندارد ملک چون سرداد خواهانچه از ناله دادخواهی برآید
۴
بسی تیره روزم، بود کز کناریشبم را فروزنده ماهی برآید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth