شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سوی تو عجب نیست اگر میکشدم دلمن مفلس و تو گنجی و من غرقه تو ساحل
۲
در محفل خاصت اگرم بار نبخشیکافیست مرا رخصت نظاره محفل
۳
ما بار اقامت بچه امید گشائیمبستند رفیقان چو ازین مرحله محمل
۴
آن به که نبویند بجز سوختگانشآن گل که پس از مرگ مرا میدمد از گل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth