شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه خواهد شد اگر سلطان دهد گوشی به فرمانمکه عمری شد که من بر درگهش از داد خواهانم
۲
ملک آسوده در خلوت چه می‌داند چه می‌آیدزاستغنای دربان و تغافل‌های خاصانم
۳
در آن گلشن که هرکس گل به دامن می‌رود آنجاسرت گردم، چرا دادی به دست خار دامانم
۴
دریغ از من مدارای ابر رحمت رشحه فیضیبود روزی گل امید گردد خار حرمانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth