خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رحمی، رحمی که از کنارمرفتی تو و کشت انتظارم
۲
هر چند که تیره روزگارمصد شکر پسند طبع یارم
۳
هر دم بهوای تیغش از جیبچون شمع سر دگر برآرم
۴
از سوختنم گزیر نبوددر گلشن روزگار خارم
صفحهٔ ۱ از ۳