شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شب شد که شکوه ها ز دل تنگ برکنیمنالیم آنقدر که جهان را خبر کنیم
۲
نشنیده ایم بوی وفا چون درین چمنبا چشم تر چو قطره شبنم سفر کنیم
۳
پرسد اگر کسی زدل ناتوان ماآهی زدل کشیم و سخن مختصر کنیم
۴
تا می توان ز خون دل داغدار خویشچون لاله در قدح می بی دردسر کنیم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth