خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خفتن نتوان درین گلستاناز ناله شب نخفته مرغان
۲
ای شب نه غم منی خدا راتا چند نمیرسی به پایان
۳
من مانده و همرهان روانهمن خفته و کاروان شتابان
۴
هستم ز تو من به جان خریداردردی که نمیرسد به درمان
صفحهٔ ۱ از ۲