خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جانا در انتظار تو شد روزگار منو آن انتظار هیچ نیاید بکار من
۲
بهر تسلیم بود این بس که آوردگاهی مرا به یاد، فراموشکار من
۳
شاید مرا بیاد تو آرد درین چمنمشت پری که مانده بجا یادگار من
۴
فرخنده طایری ز ریاض محبتمبر خویشتن ببال که کردی شکار من
صفحهٔ ۱ از ۲