خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر از حال ما پرسی بپرس از طرّهٔ جانانپریشانان نکو دانند احوال پریشانان
۲
ملک آسوده در خلوتسرا و دادخواهان رادریغا خون کند در دل تغافلهای دربانان
۳
نکویان سستپیمانان و من داغم درین گلشنکه میخوانند گلهای چمن را سستپیمانان
۴
مکن منع از گرستن عاشقان را حسبة للهمیفشان آستین بر دیده خون دلافشانان
صفحهٔ ۱ از ۳