شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دارم به چمن چه کار، بی تونشناسم گل زخار، بی تو
۲
فریاد که خوش فرو گرفتهما را غم روزگار بی تو
۳
یعقوب صفت جهان روشندر چشم منست تار بی تو
۴
چون دیده روز نیست چشمموقف ره انتظار بی تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth