خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از نفس گرم من عالمی افروختهمی نگرم هر کرا ز آتش من سوخته
۲
داغ غم تو بدل موسم پیری رسیدصبح دمید و هنوز شمع من افروخته
۳
بهر شهانست گنج خاص خودم آنکه هستمخزن صد گوهر این جان غم اندوخته
۴
ماه و ره بندگی، خواجه مزن طعنه امبر قدم این جامه را دست قضا دوخته
صفحهٔ ۱ از ۳