شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آرد شبیخون چون هجرت ای ماهگیرد بلندی شبهای کوتاه
۲
مجنون محزون گریان به وادیلیلای سرخوش خندان به خرگاه
۳
از میوه تو ای نخل سرکشما را چه حاصل با دست کوتاه
۴
مگشای محمل درین گذرگهکشتی میفکن در این خطرگاه
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth