خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۴۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای که بر خاک شهیدان گذر انداختهایقتل ما را چه به وقت دگر انداختهای
۲
کشته ناز تواند این همه خونینکفنانکه درین بادیه بر یکدگر انداختهای
۳
بلعجب این که به غیری که هواخواه تو نیستنگرانی و مرا از نظر انداختهای
۴
صید بی بال و پری را ز چمن دور مدارتا به کی دورم ازین خاک درانداختهای
صفحهٔ ۱ از ۲