شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۴۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از ما نهفته با دگران یار بوده‌ایما غافل و تو همدم اغیار بوده‌ای
۲
از خواب صبحگاه تو پیدا بود که دوشدر بزم غیر بوده و بیدار بوده‌ای
۳
جایی که گشته‌اند حریفان ز باده مستباور که می‌کند که تو هشیار بوده‌ای
۴
بی‌موجبی به غیر منت گرمی از چه بودبا من اگر نه بر سر آزار بوده‌ای
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth