خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ببخشا ای که میر کاروانیبه واپس ماندهای بر ره روانی
۲
درین گلشن من آن مرغ غریبمکه بر شاخی ندارم آشیانی
۳
فغان نو به دام افتاده صیدیستبه گوشت گر رسد امشب فغانی
۴
تو و ای فاخته سروت که ما رابود بس جلوه سر و روانی
صفحهٔ ۱ از ۲