خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش، چون گردون کنار خویش پر خون یافتممرکز دل از محیط چرخ بیرون یافتم
۲
دیدهٔ اخترشمار من ز تیزی نظرسفت هر گوهر که در دریای گردون یافتم
۳
مردم چشمم که شبرنگش طبق میآوردگرم میتازد از آتش غرقه در خون یافتم
۴
گر طبق آورد شبرنگش بقا باد اشک رازانکه یک شبرنگ را پنجاه گلگون یافتم
صفحهٔ ۱ از ۴