خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۴۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دوش درون صومعه، دیر مغانه یافتمراهنمای دیر را، پیر یگانه یافتم
۲
چون بر پیر در شدم، پیر ز خویش رفته بودکز می عشق پیر را، مست شبانه یافتم
۳
از طلبی که داشتم، چون بنشستم اندکیاز کف پیر میکده، درد مغانه یافتم
۴
راست که درد خورده شد، موج بخاست از دلمتا ز دو چشم خون فشان، سیل روانه یافتم
صفحهٔ ۱ از ۴