خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زصید من چه شود گر عنان بگردانیعنان ز صید من ناتوانی بگردانی
۲
زگلبنی که برو بلبل آشیان بستیگلش چو ریخت مباد آشیان بگردانی
۳
سزد چو رفته ام از خود گر آشیان مرابگرد باغ تو ای باغبان بگردانی
۴
دلم ز وعده وصلت قرار چون گیردکه سست عهدی هر دم زبان بگردانی
صفحهٔ ۱ از ۲