خلوتی با طبیب اصفهانی
شمارهٔ ۱۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کردیم شبی روز غریبانه بدامیالمنته لله که رسیدیم بکامی
۲
شاها نکشم باده که همت نپسنددمن سر خوش و یاران همه حسرتکش جامی
۳
کردی چون شهیدم مکن آغشته بخونمدامن، که حریفان نشناسد کدامی
۴
بر چهره مکن طره پریشان که بخوبیچون ماه فروزان همه دانند تمامی
صفحهٔ ۱ از ۳