شعر را زندگی کن
خلوتی با طبیب اصفهانی

شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مشکل که دهد دست مرا با تو وصالیتو نخل برومندی ومن خشگ نهالی
۲
ما را که بجز دست تهی نیست بضاعتاندیشه وصل تو؟ تمنای محالی!
۳
آن نیست که پیوسته کنم وصل تمناگر ماه بماهی بود و سال بسالی
۴
جانکاه تر از هجر تو نومیدی وصلستای کاش که میداشتم امید وصالی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth