شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۹۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر درد تو دل از آن نهادمکان درد برای جان نهادم
۲
از مال جهانم نیم جان بودبا درد تو در میان نهادم
۳
از در سرشک و گوهر اشکبس گنج که رایگان نهادم
۴
هر روز هزار بار خود رادر بوتهٔ امتحان نهادم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth