شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۴۹۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای عشق تو پیشوای دردموی درد تو هر زمان و هر دم
۲
آیینهٔ عارضت سیه شدکز حد بگذشت آه سردم
۳
یک لحظه بر من آی آخرتا کی داری ز خویش فردم
۴
تا من خط سبز تو ببینمتو درنگری به روی زردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth