خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۵۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سواد خط تو چون نافع نظر دیدمروایتی که ازو رفت معتبر دیدم
۲
مرا چو زلف تو بر حرف می فرو گیردحروف زلف تو برخواندم و خطر دیدم
۳
چه گویم از الف وصل تو که هیچ نداشتمن اینکه هیچ نداشت از همه بتر دیدم
۴
تو را میان الف است و الف ندارد هیچکه من ورای الف هیچ در کمر دیدم
صفحهٔ ۱ از ۴