شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۳۴

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شاهد ما گر سر زلف معنبر بشکندقدر روز افزون کند بازار عنبر بشکند
۲
زلف او سر راست از بهر شکست کار ماستگر شکست ما بجوید زلف را سر بشکند
۳
دانه خالش که باز اندیشه او چون کنم؟گر نه دستی بر نهد سیمرغ جان پر بشکند
۴
چنبر مسکین نمی ترسد که افتد در خمشآه من کو چنبر چرخ ستمگر بشکند
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth