شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۴۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نه دل ز یار شکیبد نه می بسازد یاربه غم فرو نشوم گر به سر برآید کار
۲
ز سر گذشت مرا آب و صبر می گویدکه جان بپای بری یا شوی ز سر بیزار
۳
چگونه از در دل در شوم که دستم گیرکه زد ز عجز دلم پشت دست بر دیوار
۴
مرا چو جرعه اگر خون دل بریزد دوستچو جرعه خاک ببوسم به پیش او ناچار
صفحهٔ ۱ از ۱۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth