شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۵۰

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پرده مستان نواخت زخمه باد سحرباده ده ای عشق تو همچو سحر پرده در
۲
دایره بزم را نقطه چو از خال تستساغر تا خط بیار سر ز خط ما مبر
۳
مردمیی کن به شرط از پی ما پیش از آنکشهری در پای تو کشته شود سر بسر
۴
رطل غمت می کشم پس تو به چون من کسیخط به چه در می کشی چون لب رطل ای پسر!
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth