خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۶۶
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی از فر تو گشته جهان نصرت آبادانزهی در عهد تو دیده زمانه عدل نوشروان
۲
به نصرت دور گردونی به حرمت کعبه ثانیبه رتبت اوج خورشیدی به کنیت سایه یزدان
۳
چو تو ساغر نهی بر کف ترا جنت سزد مجلسچو تو جولان کنی در صف ترا گردون سزد میدان
۴
تو داری معجز موسی که اندر آتش حملهتو از رمح اژدها سازی گر او کرد از عصا ثعبان
صفحهٔ ۱ از ۱۷