خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۶۸
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خسرو زرین سپر دوش شد اندر کمانتافت چو نیم آینه جرم مه از قیروان
۲
بود سیه شش جهات همچو ز آب آینهسرخ بر آم د دو قطب همچو زآتش سنان
۳
دست فلک زان نهاد آینه بر طاق قوسکز یرقان دید پر، چشم عروس خزان
۴
طاق پل اکنون و آب آینه دان در غلافشهپر طاوس و برف آینه در پرنیان
صفحهٔ ۱ از ۳