شعر را زندگی کن
خلوتی با مجیرالدین بیلقانی

شمارهٔ ۷۲

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مهره عمرم ربود شعبده آسمانکشت چراغ دلم شمع سپهرالامان
۲
بر سر پایم گداخت سفره خاکی چو شمعبا سر دستم فگند تیر فلک چون کمان
۳
سرد بود همچو صبح بزم حریفان غمگر ننهندم چو شمع شب همه شب در میان
۴
خصم خودم زانکه چرخ گر کندم بر درختسر بدر آرد چو شمع از دهنم ریسمان
صفحهٔ ۱ از ۷
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth