خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۷۵
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جمال روی ترا رشوه می گزارد ماهبه رو نمای تو جان رفت نیز رشوه مخواه
۲
منم منم که ز جور تو آگهی دارمتویی تویی که ز حال دلم نیی آگاه
۳
عجب مدار که بر من بتاخت لشکر غمهر آینه سپه آید چو بر نشیند شاه
۴
چو ماه سی شبه پنهان شدم ز دیده خلقبه درد عشق تو ای چارده شبه شده ماه
صفحهٔ ۱ از ۶