خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۸۴
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز تاب زلف تو ای آفتاب روحانیبه مشگ سوده در آمد هزار ارزانی
۲
مهی به حسن ازین روی آفتاب نهادچو سایه پیش تو بر خاک تیره پیشانی
۳
جهان خوبی از آن خواندمت که همچو جهانبه وصل و هجر نه بر یک نهاد و یکسانی
۴
بسان طوق زنخدان و طاق ابروی تستفلک به سخت کمانی و سست پیمانی
صفحهٔ ۱ از ۱۳