شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۱۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا عشق تو در میان جان دارمجان پیش در تو بر میان دارم
۲
اشکم چو به صد زبان سخن گویدراز دل خویش چون نهان دارم
۳
در عشق تو بس سبکدل افتادمکز بادهٔ عشق سر گران دارم
۴
گفتم چو به تو نمی‌رسم بارینامت همه روز بر زبان دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth