خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن زلف پر از پیچ و شکن را چه توان گفت؟وان عارض چون برگ سمن را چه توان گفت؟
۲
رویش چمن و رنگ رخ او گل خودروستبا آن گل خودروی چمن را چه توان گفت؟
۳
عهد دل دلسوخته بشکست و دلم بستدل بستن آن عهد شکن را چه توان گفت؟
۴
هر چند سخنهاش همه تلخ چو زهرستشیرینی آن تلخ سخن را چه توان گفت؟
صفحهٔ ۱ از ۲