خلوتی با مجیرالدین بیلقانی
شمارهٔ ۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل سوختست چون به وصالت نمی رسدجان خسته تا به صورت حالت نمی رسد
۲
از حد گذشت کار جمال تو پس رواستگر عقل ما به کنه کمالت نمی رسد
۳
مه را چه سود گرد فلک تاختن که او؟با حسن خود به گرد جمالت نمی رسد
۴
گفتی که دل به وصل بده راضیم بدینلیکن دل از غمت به وصالت نمی رسد
صفحهٔ ۱ از ۲