شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل رفت وز جان خبر ندارماین بود سخن دگر ندارم
۲
گرچه شده‌ام چو موی بی اویک موی ازو خبر ندارم
۳
همچون گویم که در ره اودارم سر او و سر ندارم
۴
هم بی خبرم ز کار هر دمهم یک دم کارگر ندارم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth