شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۵۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون من ز همه عالم ترسا بچه‌ای دارمدانم که ز ترسایی هرگز نبود عارم
۲
تا زلف چو زنارش دیدم به کنار مهپیوسته میان خود بربسته به زنارم
۳
تا از شکن زلفش شد کشف مرا صد سربرخاست ز پیش دل اقرارم و انکارم
۴
هر لحظه به رغم من در زلف دهد تابیبا تاب چنان زلفی من تاب نمی‌آرم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth