خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۵۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک قلندر من دوش درآمد از درمبوسه گشاد بر لبم تنگ کشید در برم
۲
در لب لعل ترک من آب حیات خضر بودلب چو نهاد بر لبم گفتم خضر دیگرم
۳
بوسه چو داد ترک من هندوی او شدم به جانچون که بدیدم هم سزا نیز بداد شکرم
۴
من به میان این طرف اشکفشان شدم چو شمعاز سر آنکه خیره شد از سر ناز دلبرم
صفحهٔ ۱ از ۲