خلوتی با قطران تبریزی
شمارهٔ ۴۳ - در مدح ابوالیسر
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همی ستیزه برد زلف یار با شمشادشگفت نیست گر از وی همیشه باشم شاد
۲
گهی بپیچد و بستر بسیجد از دیباگهی بتازد و زنجیر سازد از شمشاد
۳
ز قیر بر گل خندان هزار سلسله بستز مشگ بر مه تابان هزار نافه گشاد
۴
گره گشاید از او باد و مشگ بارد ماهزره نماید از او ماه و مشگ ساید باد
صفحهٔ ۱ از ۸